تبليغاتX
سکوت تنهایی
شعر.عکس و حرف دل...
شیشه نازک احساس مرا دست نزن چندشم میشود از لکه ی انگشت دروغ

+ نوشته شده در  جمعه 1391/02/01ساعت 0:43  توسط آرام  | 

تنهاترین تنها منم                 سرگشته و رسوا منم


عشق تو خوابی بود و بس                    نقش سرابی بود و بس

این آمدن این رفتنت                            رنج و عذابی بود و بس

                     ای فلک بازی چرخ تو نازم

                     بی گمان آمدم تا که ببازم

+ نوشته شده در  جمعه 1391/02/01ساعت 0:32  توسط آرام  | 

حالا این آخر راهه

واسه من فرقی نداره

که تو باشی یا نباشی

پشیمونم،پشیمونم که

چرا دل به تو دادم

همیشه فکر میکردم

آخرش میرسی به دادم

واسه دلتنگیهام...

+ نوشته شده در  سه شنبه 1390/11/18ساعت 13:31  توسط آرام  | 

کاش رسم دوستی را ساده تر کنیم،مهربان تر،آسمانی تر کنیم

کاش میشد با صدای موج ها درد های آبی اش را بشنویم

کاش در نقاشی دیدارمان شوق ها را ارغوانی تر کنیم

کاش مثل آب،مثل چشمه سار گونه نیلوفری را تر کنیم

ما همه روزی از این جا میرویم کاش این پرواز را باور کنیم

+ نوشته شده در  یکشنبه 1390/11/16ساعت 0:30  توسط آرام  | 

بدون عشق

             فاصله ی چندانی با

                                      جهنم نداریم...

+ نوشته شده در  یکشنبه 1390/11/16ساعت 0:21  توسط آرام  | 

در سرزمین غربت،مردن چه سود دارد؟؟

با مردمان بی دل،گفتن چه سود دارد؟؟

با  آسمان  خسته ، با   ابر  دلشکسته

با  درد ریشه بسته،رستن چه سود دارد؟؟

بودم به عشق یاران،عمری در این بیابان

وقتی شقایقی نیست،ماندن چه سود دارد...

+ نوشته شده در  شنبه 1390/11/15ساعت 14:41  توسط آرام  | 

خسته شدم از این

           اشتباه تکراری...!!!

                ما برای جدایی توافق کردیم...

+ نوشته شده در  پنجشنبه 1390/11/13ساعت 1:37  توسط آرام  | 

یک بار روحت را در خاک دمیدی من شدم


این بار روحت را بِمَک از من


میخواهم باز خاک شوم...

+ نوشته شده در  پنجشنبه 1390/11/13ساعت 0:43  توسط آرام  | 

هرچه کردم بشوم از تو جدا بدتر شد

از دل ما برود مهرو وفا بدتر  شد

مثلا خواستم اینبار موقر باشم

به جای «تو» بگوویم «شما» بدتر شد

آسمان وقت قرار من و تو ابری بود

تازه با رفتن تو نیز هوا بدتر شد

چاره دارو و دوا نیست که حال بد من

بی تو با خوردن دارو و دوا بدتر شد

روی فرش دلمان جوهری از عشق بریخت

آمدیم پاک کنیم این عشق را بدتر شد

+ نوشته شده در  چهارشنبه 1390/11/12ساعت 21:50  توسط آرام  | 

امیدوارم داستان های قدیمی

                               تکرار نشوند......

+ نوشته شده در  سه شنبه 1390/11/11ساعت 21:47  توسط آرام  |